ماکسیموس

دیشب تا ۲ و ۳ نصفه شب همش صداش می اومد و نمی ذاشت بخوابم. نمی دونم چرا خودش خوابش نمی برد! شاید مریض باشه!

من همون اول که دیدمش فهمیدم که زیر گلوش باد کرده به مامان هم گفتم که شاید غده ای سرطانی چیزی باشه اما مامان گفت چون بهش زیاد غذا دادم اینجوری شده!!

آخه دیروز که داشتم میرفتم خونه سر راه یه جوجه اردک زشت و شیطون خریدم

اردکم هم سیاهه هم شیطون!دو ویژگی که همیشه منو جذب می کنهاما خیلی هم دوست داشتنیه دیشب داشتم براش اسم انتخاب می کردم.بابا گفت بذار داریوشمن گفتم آرش سعیدم گفت بذار حشمتمامان هم هیئت بررسی صلاحیتمونه

خلاصه اسمش شد: ماکسیموس(قهرمان فیلم گلادیاتور)

حالا دیگه شبا باید زود چراغ اتاقمو خاموش کنم تا ماکسیموس بدخواب نشه.باید خیلی حواسم بش باشه آخه طفلی به جای اینکه الآن زیر پر مادرش باشه تو اتاق من اسیر شده