
وَفى نَفْسى فَذلّلنى وَفى اَعیُن النّاس فَعظّمنى در پیش خودم خوارم کن و در چشم مردم بزرگم کن
وبذنُوبى فَلا تَفضَحنى وَبسَریرَتى فَلا تُخْزنى و به گناهانم رسوایم مکن و برای بدیهای باطنم سرافکنده ام مکن
وَالى غیْرکَ فَلا تَکِلنى و مرا به غیر خودت وامگذار
یا صاحِبى فى وَحدتى یا غیاثى فى کُربَتى ای رفیق و همدمم در تنهایى، اى فریادرس من در گرفتارى
اَنْت کهْفى حینَ تُعْیینى تویى پناه من هنگامى که درمانده ام کنند
ولَولا رَحمتُکَ لکُنتُ منَ الهالکین و اگر رحمت تو نبود بـطور حتم من هلاک شده بودم
فلکَ الْحمدُ وَالشُّکر پس از آن تو است حمد و سپاس
یا اِلهى الْمعْترِفُ بِذنُوبى فَاغْفرها اما من اى معبودم کسى هستم که به گناهانم اعتراف دارم پس آنها را بیامرز
اَنـَاالَّذى جَهِلْتُ اَنـَا الَّذِى اعْتَمَدْتُ واین منم که نادانى کردم این منم که(به خود)اعتماد کردم
اَنـَا الّذى اَقررتُ این منم که به بدى اقرارکردم
وَالى غیْرکَ فَلا تَکِلنى و مرا به غیر خودت وامگذار
(دعای عرفه) |