FIF09 Close
تبلیغات در بلاگ اسکای

وَفى نَفْسى فَذلّلنى وَفى اَعیُن النّاس فَعظّمنى
در پیش خودم خوارم کن و در چشم مردم بزرگم کن

وبذنُوبى فَلا تَفضَحنى وَبسَریرَتى فَلا تُخْزنى
و به گناهانم رسوایم مکن و برای بدیهای باطنم سرافکنده ام مکن

وَالى غیْرکَ فَلا تَکِلنى
و مرا به غیر خودت وامگذار

یا صاحِبى فى وَحدتى یا غیاثى فى کُربَتى
ای رفیق و همدمم در تنهایى، اى فریادرس من در گرفتارى

اَنْت کهْفى حینَ تُعْیینى
تویى پناه من هنگامى که درمانده ام کنند

ولَولا رَحمتُکَ لکُنتُ منَ الهالکین
و اگر رحمت تو نبود بـطور حتم من هلاک شده بودم

فلکَ الْحمدُ وَالشُّکر
پس از آن تو است حمد و سپاس

یا اِلهى الْمعْترِفُ بِذنُوبى فَاغْفرها
اما من اى معبودم کسى هستم که به گناهانم اعتراف دارم پس آنها را بیامرز

اَنـَاالَّذى جَهِلْتُ اَنـَا الَّذِى اعْتَمَدْتُ
واین منم که نادانى کردم این منم که(به خود)اعتماد کردم

اَنـَا الّذى اَقررتُ
این منم که به بدى اقرارکردم

وَالى غیْرکَ فَلا تَکِلنى
و مرا به غیر خودت وامگذار

(دعای عرفه)

شیاطین از هر طرف مرا به بیراهه ها می خوانند و من که گریزان از خویشتنم، مجذوب زیبایی های دلفریب شیاطین می شوم و گام در مسیرهایی می گذارم که جز پوچی و سردرگمی، حاصلی بیش برایم ندارد!
                             زیّنَ لهُمُ الشیْطانُ أَعْمالهُم فَصدَّهُم عَن السبیل(نمل/24)‏
     شیطان اعمال زشت آنان را در نظرشان زیبا جلوه داده و آنها را به کلى از راه خدا باز داشته
بعضی وقتا، بعضی از ما آدمها، نمیتونیم بپذیریم که به بن بست رسیدیم یا گاهی در همین میانه های راه اینقدر مجذوب لذتهای پست و حیوانی می شیم که هرگز به انتها نمی رسیم و چشمهامون اونقدر بصیرت ندارن که فردای خویش و انتهای راه را بنگرند!
اما خدایا، من بارها و بارها به انتها رسیده ام و باز گشته ام، آنقدر سریع مجذوب دسیسه های شیاطین می شوم که دیگر پیش از آنکه چشمم مسیر را ببیند یا بیندیشم، گامهایم رفته اند!
اما خدایا، باز هم به بن بست خورده ام!
      در این شبِ سیاهم گم گشت راه مقصود .  .  .  .  از گوشه‏اى برون آى، اى کوکب هدایت
      از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود .  .  .  .  زنهار ازین بیابان وین راهِ بى‏نهایت
خدایا، تمام این راههای پر زرق و برق و زیبا، دره ای بیش نیست به سمت پوچی و بیهودگی!
اینجاست که با تمام وجود خویش ادراک می کنم که به هر سو که بگریزم، بازگشتم به سوی توست:
                                               انا لله و انا الیه راجعون
به هر سو پناه بردم اما کنون بی پناه مانده ام...این بار ذره ذره وجودم نام تو را می خواند


رفتم به در صومعه عابد و زاهد
دیدم همه را پیش رخت، راکع و ساجد
در میکده، رهبانم و در صومعه عابد
گه معتکف دیرم و گه ساکن مسجد
یعنی که تو را می طلبم خانه به خانه
هر در که زنم، صاحب آن خانه تویی، تو
هر جا که روم، پرتو کاشانه تویی، تو
در میکده و دیر که جانانه تویی، تو
مقصود من از کعبه و بتخانه تویی، تو
مقصود تویی، کعبه و بتخانه بهانه

 

خدایا...توانم ده به سویت گام بردارم، بصیرتم ده تا بر مسیرم ثابت قدم باشم و یاریم ده تا بیندیشم و از سر معرفت به سویت پیش آیم.
کمکم کن که به تو بازگردم پیش از آنکه مرگم فرا رسد و به ناچار مرا به سویت برگردانند.
کمک کن بمیرم پیش از آنکه بمیرانی ام.