FIF09 Close
تبلیغات در بلاگ اسکای

خدایا...
 به درگاهت آمده ام و با قلبی آکنده از گناه می خوانمت، در حالیکه زشتی ها و پلیدی ها تمام وجودم را تسخیر کرده اند، صدایم را بشنو هنگامیکه می خوانمت(۱)
خدایا، گرچه مدتهاست که از تو روی برگردانده ام اما به لطف و رحمت تو امید دارم و دستان سرد و آلوده ام را به سویت دراز می کنم تا شاید بر بنده نافرمانت نظری بیفکنی، خدایا، امیدم را از بین مبر(۱۳)که در تمام لحظه های تاریک زندگی، تو روشنی بخشم بودی و در تمام تنهایی هایم کنارم بودی و از آنچه که در درونم می گذرد آگاهی(۵)و از نیازم خبر داری(۶)

خدایا، از سنگینی گناهانم به تنگ آمده ام و از زشتی رفتارم به درگاهت گریخته ام(۲)و اشک می ریزم و ناله می کنم(۴)و از بیچارگی ام برایت می گویم(۳)زیرا جوانی ام را در مستی دوری از تو فنا کردم(۱۵)و خوب می دانم که به نفسم ظلم روا داشته ام(۹)و وای بر من که اگر از گناهانم نگذری(۱۰)اما اگر مرا وارد آتش کنی به اهل آتش خواهم گفت که تو را دوستت دارم(۱۴)و در تمام خلوتهایم تنها با تو نجوا می کردم و از گرفتار شدن دلم در دامهای شیطانی برایت می گفتم و سر بر دامانت می گذاشتم و می گریستم و آرامش می یافتم و آتشی را که شیطان در درونم برافروخته بود، تسکین میدادم.

خدایا، تو در دنیا گناهانم را پوشاندی(۱۲)و در دوران زندگی ام جز زیبایی و لطف چیزی نشانم ندادی، خدایا در مرگم لطفت را از من مگیر(۱۱)
خدایا،یکبار دیگر مرا غرق در عفو و بخششت کردی(۷)و اگر تو مرا نبخشی پس که سزاوار این بخشایش است؟؟!(۸)

خدایا، با مهربانی خودت، بر گنهکاری که نادانی وجودش را مسخ کرده، توجهی فرما(۱۶)و قلبم را با نور خودت روشن فرما و معرفت را چراغ راهم قرار ده که من تنها تو را دارم...

بنده همان به که ز تقصیر خویش . . . . . عذر به درگاه خدا آورد
ور نه سزاوار خداوندیش . . . . . کس نتواند که به جا آورد


۱:واسمع ندائی اذا نادیتک     ۲:فقد هربت الیک     ۳:و وقفت بین یدیک مستکیناً لک     ۴:متضرعاً الیک     ۵:و تعلم ما فی نفسی     ۶:و تخبر حاجتی     ۷:و تغمدتنی بعفوک     ۸:الهی ان عفوت فمن اولی منک بذلک     ۹:الهی قد جُرتُ علی نفسی     ۱۰:فلها الویل ان لم تغفر لها     ۱۱:الهی لم یزل برک علی ایام حیاتی فلا تقطع برک عنی فی مماتی و انت لم تولنی الاالجمیل فی حیاتی     ۱۲:الهی قد سترت علی ذنوباً فی الدنیا     ۱۳:و لا تقطع منک رجائی و املی     ۱۴:و ان دخلتنی النار اعلمت اهلها انی احبک      ۱۵:و ابلیت شبابی فی سکرة التّباعد منک     ۱۶:و عد علیّ بفضلک علی مذنب قد غمره جهله    (مناجات شعبانیه)

تو که زنگار بر آیینه داری  . . . . . . . . . . .  کجا عشق خدا بر سینه داری ؟
بیا ای قطره یکدم اهل دل شو   . . . . . ز خود بگذر به دریا متصل شو
به دریا می روی خواهی نخواهی  . . . . .  بزن دل رابه دریای الهی

 قلب آدمى همچون آئینه ای است و پروردگار همچون آفتاب پر فروغ ابدی، روشنی بخش عالم آفرینش است.
اللهُ نورالسَماواتِ والاَرض(نور/35)(خداوند نور آسمانها و زمین است)
خدا نور حقیقی است، خدا نوری است که تمام موجودات را از فضای عدم ظاهر ساخته، خدا حقیقت نور است و نور سرچشمه زیبایی ها و لطافت هاست.نور منبع انرژی است، نور عامل رشد و حیات است، نور وسیله تبیین اجسام و مشاهده موجودات است و نور حق وسیله تشخیص حق از باطل است.
یا نُورَ النُور ، یا مُنَورَ الُنور ، یا خالِقَ النُور ، یا مُدَبرَ النُور ، یا مُقَدرَ النُور ، یا نُورَ کُل نُورٍ ، نُوراً قبلَ کُل نُور ، یا نُوراً بَعدَ کُل نُور ، یا نُوراً فَوقَ کُل نُور ، یا نوراً لَیسَ کمِثلِه نُورٌ !(فراز47 دعای جوشن کبیر)
اما اگر آئینه دل را زنگار هوى و هوس و گناه و نافرمانی، تیره و تار کند، کم کم این لکه های سیاه بر آئینه جان و دل متراکم شده و مانع انعکاس نور حق می شود ، اما هنگامى که در پرتو تقوى و پرهیزگارى صیقل داده شود و زنگارها از میان برود، نور خیره‏کننده آن آفتاب پر فروغ در آن منعکس مى‏گردد و همه جا را روشن و تابناک مى‏سازد .

بنابراین گاهی وقتا لازمه که اندکی درنگ کنیم و قلبمون رو باز کنیم، ببینیم عشق چه کسانی و چه چیزهایی توی وجودمون مانع از انعکاس نور الهی میشه، ببینیم توی زندگی چه قدمهایی برداشتیم که ما رو از خدا دور کرده و چه کارهایی کردیم که ما رو از رسیدن به حق باز نگه داشته و چه چیزهایی و چه کسانی روح و وجودمون رو مسخ کرده اند!

الَلهُمَ نَور قُلوبَنا بنُورِکَ وَاجعَلنا مَعَ اهلِ بَیت نَبیِک مُحمَد واله الطَیبینَ الطاهرین.


پاورقی1:در مورد صیقل دادن آئینه روح از زنگار هوی و هوس و گناهان حرفهایی برای گفتن دارم که انشاءالله بعداً در موردش بیشتر خواهم گفت.
پاورقی2:الله اکبر...مدتهاست دارم به این فکر می کنم که چه سری پشت همین دو واژه است که هر روز خودمون رو ملزم می کنیم که بارها این ذکر رو توی نماز تکرار کنیم...خوشحال می شم نظرتو بدونم.
پاورقی3:شعر ابتدا از مرحوم آغاسی بوده و بخش عمده مطالب به استناد تفسیر نمونه بیان شده است.