دو سیم کارت در یک گوشی Close
تبلیغات در بلاگ اسکای

 

چرا انسانها راه حق را تعطیل می کنند و راه باطل را انتخاب می کنند؟
چرا پیروان راه حق اندکند؟

درک علوم طبیعی و مادیات برای همه میسر است ولی ایمان به خدا و معنویات را همه کس نمی فهمند و همه انسانها در مسیر حق حرکت نمی کنند چون بشر گرفتار شهوات، حرص ها، مقام، پول و... است و نمی تواند پدیده ها و طبیعت و نشانه های الهی را راهی برای شناخت خدا بداند و آنها را درک کند درحالیکه سرتاسر جهان مملوء از آیات الهی است.

انسان باید لجام های شیطانی را پاره کند و از هوا و هوس آزاد شود و ابتدا قدری خود را از بدی ها پاک کند تا بتواند خدا را درک کند و بفهمد دستگاه خدا حق است و وقتی این را فهمید دیگر آن را رها نمی کند و در مسیر حق قرار می گیرد.
آیا می شود که انسان تمام گناهانش را بکند و به معرفة الله برسد؟

معصیت مانع رسیدن به ایمان می شود!

کسی که با دستگاه خدا آشنا شود جبران تمام مشکلات است، جبران تمام کمبودها و تمام چیزهای از دست رفته است...

«...وَ کَفی باللهِ وَلیّاً وَّ کَفی باللهِ نَصیراً»(نساء/۴۵)(...و دوستی و یاری خدا شما را بس است)

«...وَ لا یَجِد لَهُ مِن دونِ اللهِ وَلیّاً وَّ لا نَصیراً»(نساء/۱۲۳)(...و جز خدا احدی را یار و یاور خود نخواهید یافت)

حالا اگه واقعاْ به خدا از ته دلت اطمینان داری دیگه نباید نگران هیچی باشی

(برگرفته از سخنان آیه الله بهاء الدینی) 

شکستها همیشه شکست نیستند بلکه در مواقعی فقط ظاهرا شکست اند اما در باطن یه جور پیروزى به حساب می آیند ، اینها همون شکستهائى هستند که باعث بیدارى انسان مى‏شن و پرده‏هاى غرور و غفلت را مى‏درند و نقطه عطفى در زندگى انسان محسوب مى‏شن .
گاهی اوقات پیش میاد که آدم توی زندگی پاش به سنگ بخوره و بعدش ممکنه یه جور حالت بیدارى همراه با احساس گناه و شرمسارى و پشیمونی در وجودش پیدا  بشه.توی تفسیر نمونه نوشته بود که گاهی وقتا پیش میاد که همون شکست توی عشق مجازى راهى براى انسان به سوى عشق حقیقى ( عشق به پروردگار ) مى‏گشاید ! و به تعبیر روانکاوى مدرن" آن تمایلات شدید سر کوفته تصعید مى‏گردد و بى‏آنکه از میان برود در شکل عالیترى تجلى مى‏کند ."
فکر می کنم همه تون داستان یوسف و زلیخا رو شنیده باشین که زلیخا چطور شیفته زیبایی یوسف شده بود ولی یوسف تقوا رو پیشه کرد و سالها اسارت در زندان رو به اسارت نفس و هوا و هوس ترجیح داد.
زلیخا هر چند در کار خودش گرفتار بدترین شکستها شد ولى این شکست در مسیر گناه باعث تنبه اش شد ، وجدان خفته‏اش بیدار شد و از رفتار زشت خودش پشیمون شد و روى به درگاه خدا آورد و می بینیم که عاقبت یوسف زلیخا رو به همسری برگزید!
خوشا به حال کسانى که از شکستها پیروزى مى‏سازند و از ناکامیها کامیابى ، و از اشتباهات خود راههاى صحیح زندگى را پیدا می یابند و در جهنم جدایی راهی برای وصال پیدا می کنند!
البته واکنش همه افراد در برابر شکست چنین نیست ، اونهایی که ضعیف و بى‏ ایمانن به هنگام شکست یاس و نومیدى سراسر وجودشون رو مى‏گیره ، و گاهى تا سر حد خودکشى پیش مى‏رن ، که این یعنی شکست کامل!!! ولى اونایی که یه مایه‏اى دارن سعى مى‏کنن اون شکست رو نردبان ترقى خودشون قرار بدن و از اون پل پیروزى بسازن ! . 
خدایا ! ما این مسیر پر پیچ و خم زندگی رو تا اینجا با پاى خودمون نیومدیم بلکه در هر مرحله تو رهبر و راهنماى ما بودی ، لطفتو از ما دریغ مدار ! و اگر ناسپاسى این همه نعمت ما را مستوجب کیفرت کرده قبل از آنکه به دام مجازات بیفتیم ما رو بیدار کن !

پاورقی:مطالب فوق با توجه به آیه 53 سوره یوسف و شرح آن در تفسیر نمونه نوشته شده و صحت مطالب فوق رو بر مبنای تفسیر نمونه به طور کامل تایید می کنم!


تازه چند سالی بود که کم کم داشتم به نبودنش توی تعطیلات عید و اردو جهادی با مفید و بروبچز مفید عادت می کردم اما گویا این داستان همچنان ادامه داره و جدیداً مفیدی های پلی تکنیک برای تابستون یه اردو جهادی پلی تکنیکی راه انداختن و باز باید ۲۵ روز از تعطیلاتمو بدون داداشم باشم!کاش دخترا رو هم خوب با خودشون می بردن!مثل دانشگاه علم و صنعت!
۲۰واحد درسی توی یه ترم زوج گرفتن حماقته نه؟
کاش دانشگاه سیستم حذف فوق اضطراری هم داشت!

اگر ماه بودم، به هر جا که بودم
سراغ تو را از خدا می گرفتم
وگر سنگ بودم،  به هر جا که بودی
سر رهگذار تو جا می گرفتم

اگر ماه بودی-به صد ناز- شاید
شبی بر لب بام من می نشستی
وگر سنگ بودی، به هر جا که بودم
مرا می شکستی، مرا می شکستی
!

دیروز داشتم سورهء نور رور رو می خوندم که رسیدم به این آیه:

«اَلْخَبیثاتُ لِلخَبیثینَ واَلْخَبیثُونَ لِلخَبیثاتِ واَلطَّیِّباتُ لِلطَّیِّبینَ واَلطَّیِّبُونَ لِلطَّیِّباتِ...» 

واقعاً آدم وقتی این آیه رو می خونه بدنش می لرزه و غرق در حکمتهای الهی می شه!

برداشتی که از این آیه می کنم اینه که «خبث» در این آیه فقط معنی آلودگی جنسی رو داره چون ما در تاریخ داریم که آسیه همسر فرعون-حاکم ستمگر- زنی با ایمان بوده و نیز همسر حضرت نوح یا حضرت لوط زنانی مکار و بی ایمان بوده اند و نمی شود که حکم الهی این همه ناقض داشته باشد پس می توان نتیجه گرفت که منظور از آلودگی و پاکی در چه زمینه ای است!

موضوع دیگه ای که توی این آیه شدیداً توجهم رو جلب کرد این بود که اصولاً در ادبیات عرب و نیز در قرآن همواره نخست مردها مورد خطاب قرار می گیرند و هر وقت قرار باشد سخن از جنس مؤنث باشد به طور حاشیه ای و بعد از مردها مطرح می شوند اما در این آیه خدا اول از زنان ناپاک حرف زده و وضعیت آنها را بیان کرده سپس مردان...شاید خدا داره از این طریق به ما یاد آوری می کنه که توی یه رابطه همواره زن یا دختره که باید سلامت رابطه رو حفظ و کنترل کنه و اگه یه رابطه ای آلوده می شه بیشتر زن یا دختره که مقصره!من خودم به عنوان یه دختر مدتهاست که به این نتیجه رسیدم!

یه دختر تا قبل از شروع یه رابطه عاطفی و احساسی قدرت حفظ و کنترل رابطه رو داره اما دیگه از این مرحله به بعد دختر توان «نه» گفتن نداره و پسر هم به صورت طبیعی و ذاتی کششی به سمت پیشرفت رابطه داره و همین مسئله باعث به گناه افتادن خیلی از دخترها و پسرهای پاک و مؤمن شده و حالا هر کسی به دنبال کشف نقصان این دور باطل می گرده در صورتی که شاید خدا با یه اشاره کوچیک خواسته همه چیزو به ما بفهمونه!!!

 

پاورقی۱:عقاید فمینیستیم هر روز داره پر رنگ تر میشه!

پاورقی۲:صحت بخشی از مطالب فوق رو توی تفسیر نمونه و المیزان چک کردم

تا حالا ندیده بودم که کسی طعم سیب رو چشیده باشه و ایندفعه سیب تا نزدیکیهاش بیاد اما اونو قبول نکنه در حالی که میل به سیب هم توی وجودش هست اما فقط به خاطر خدا...
واقعاً تحسین برانگیزه و این اتفاق می تونه این معنی رو داشته باشه که توبۀ آدم به درگاه خدا پذیرفته شده باشه!
شاید این اتفاق ها همش یه نشونه بود!
هم برای اون ، هم برای من!
همیشه توی اوج تنهایی هاست که بیشتر از هر وقتی به خودش متوسل می شیم .من دارم تنهایی واقعی رو می بینم و حس می کنم اما دم نمی زنم چون خودش گفته که همیشه کنارمونه و صدامونو می شنوه ، خودشه که توی سختی ها کمکمون می کنه و تنها یاور و پشتیبان واقعی مونه...
چقدر حس خوبیه که بدونی همیشه یه نفر هست که مراقبته و دوسِت داره ، کسی که هیچ وقت برای خودش ازت چیزی نمی خواد ، اگه ازت چیزی می خواد واسه
محکم شدن روح خودته ، واسه قوی شدن و تکامل نفسته ، برای خوشبختی خودته!

بعضی وقتا مهربونی خدا رو میشه با چشم دید ، مخصوصاً وقتی قلبمون شکسته باشه و دلمون تنها...
خدایا، میدونیم که مُسْلِمْ یعنی کسی که توی کارهاش حساب رضای تو رو بکنه، پس به ما کمک کن که بنده هوس ها و غرورمون نباشیم و فقط بندۀ خودت باشیم.
خدایا، راه شناخت خودتو، خودت نشونمون بده!